جانم فدای رهبر
مهدویت-رهبر-شیعه

یک داستانی درموردنمازآماده شده که درادامه ی مطلب می تونین ببینینش

 

 

 


سلام این داستان ازیک شخصی درسایت پردیس گیم نوشته شده

که من اسم ایشون روفراموش کردم ولی این داستان به این روایت است:

 

موقع نمازشده بودشخصی درحال رفتن به مسجدبودتانمازبخونه که

میفته زمین ولباسش کثیف میشه وبعدمیره خونه ولباس روعوض

می کنه بعدمیادکه بره مسجدکه دوباره زمین میخوره وبعدمیره لباسش روعوض می کنه بعدکه داشت میومدکه بره مشجدشخصی رومیبینه

که چراغ بدست اونجاوایستاده واون شخص به اون مردگفت که من دیدم

تودوباربه زمین افتادی وحالاچراغ آوردم تاجلوتوبببینی وبه زمین نخوری

وبعدکه به مسجدرسیدندمردکه داشت می رفت داخل مسجددید

که اون فردنمیادوبه اون گفت بیاتانمازبخونی ولی اون قبول نکردوگفت

کاری داره وبعدازدوسه باراصراروپافشاری بازهم قبول نکرد

واون شخص گفت من نمی تونم به مسجدبیام فردگفت چرا؟

گفت من شیطان هستم.

مردکه تعجب کرده بودگفت پس چرامن روکمک کردی

گفت:چون اولین بارکه زمین خوردی ورفتی لباست روعوض کردی واومدی

که دوباره به مسجدبری خداگناهانت روپاک کرد

ولی دومین بارمن توروبه زمین انداختم که به مسجدنروی

ولی دیدم که رفتی لباست روعوض کردی وبازهم اومدی که خدا

گناهای خانوادت روبخشیدحالااومدم کمک کنم که توزمین نخوری برای

این که می ترسیدم خداگناهان کل روستای شماهم ببخشه



...


طبقه بندی:  
نوشته شده در تاریخ جمعه ۱۳٩۱/۱٠/٢٢ توسط محمدمحمدعلی تبار

هیئت علمدار حسین (ع) بابل

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin